باز باران می آید - تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 10:26
سلام دختر باران تراوش جاری شمال عشق تویی که همیشه می باری ترانه های لبت را به بوسه خواهم برد چقدر قند مکرر به روی لب داری شتک بزن به دلم تا غبار بنشیند چقدر روی دلم داغ عشق می کاری؟ کنار سایه ی گیسوی تا ابد یلدات چه می شود که دلم را هم
آه اگر باران نبارد.. - تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 10:26
گاه ابری پای خود را بر سرت جا میگذارد گاه مرغ آرزویی در دلت جان میسپارد گاه گاهی کور سویی می دمد سو سو زن ازدور لحظه ی دیدار اورا نبض نبضت می شمارد در سراشیب نبودن می توان ماند ونیفتاد میشود در سینه ی تو یکنفر باغی بکارد میشود از عش
پیشکش سقا - تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 10:26
این خانه بر گلدسته اش خورشید حـــیران میشود در صحـن آن هــر ذره ای صــد مـاه تـابـان میـشود اینجا فراتی تشنه یک جرعه ی مشک است ومن جانم چو قـطره قـطره از حسرت پـریشان میـشود این کیست کین سان تاخته جان را به جانان باخته کــز ارتـفـاع غــ
یاحسین - تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 10:26
جام بلورین بلابی مل استساقی این باده صنم کاکل استای فوران فلک فطرتمرایحه ی میکده ی عترتممنگ می هشت وچهار تو ییمآینه گردان بهار توییمرقص به میدان بلا مستی اتسیل فنا گستره ی هستی اترنجه به شمشیر اگر جان توستهفت فلک مست وغزلخوان توستای دو جه
باران وسمرا - تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 10:26
آن کس که رنگ بی کسی از دل سترده است ما را شبی به سینه ی گرمش فشرده است سوسوی چشم او که چراغ سپیده است از چشم آسمان وزمین خواب برده است فتوای آسمانی عشق است اینکه گفت : هرکس که عاشقانه نزیسته ست مرده است در جزر ومد عاشقیش پرسه می زند
بامداد بارانی - تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 10:26
زیر رنگین کمان گیسویت بامدادم مدام بارانیست دل که دلدارت از ازل بوده ست در تب وتاب دوره مهمانیست آسمان اشک شوق می ریزد بر زمین دل بیا بانم مستم امروز چون دلم گفته ترسم از خشکسال فردا نیست های مردم من از شما بودم عاقل وبالغ و ادب گفتار