سلام دختر باران تراوش جاری
شمال عشق تویی که همیشه می باری
ترانه های لبت را به بوسه خواهم برد
چقدر قند مکرر به روی لب داری
شتک بزن به دلم تا غبار بنشیند
چقدر روی دلم داغ عشق می کاری؟
کنار سایه ی گیسوی تا ابد یلدات
چه می شود که دلم را همیشه بگذاری
به بوی دلکش باران دوباره مستم کن
به نام نامی پرواز ....در سبکباری
برای نم نم لبخند جان برانگیزت
همیشه زمزمه کردم دعای تکراری
برای بارش تو تا دوباره روییدن
نگو دعا نکنم نه نگو بگو آری
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 11:15  توسط حميد |
برچسب:
نویسنده: سجاد مرادی