مرثیه ای برای باران - تاریخ: 1401/4/16 ساعت: 19:40
ای ابر سترون چه بیایی چه نیایی باران که نبارد چه تفاوت که کجایی   چشمی به افق دوخته و مانده ام اکنون در حیرتم از راز غم آلود جدایی   بگذار غبار از همه سو سمت من آید پاسخ که دهد این همه موهوم چرایی؟   از بندگی خود به ستوه آمده ام باز بر من بنما بار دگر حکم خدایی   از عشق به حرمان و زحرمان به شکستن کی...
باران خاک - تاریخ: 1401/4/16 ساعت: 19:40
باران همیشه پرسش ما بود وکهکشاننجوای  تشنگان زمین بود و آسمان گویی مسیر راز ونیازی نمانده استیا میرویم سمت همان آخز الزمانما تا  قنوت تلخ تمنا گشوده ایمباریده بر سر و دل ما خاک بیکرانتندیس دلربای غباریم و تا ابدپر می کشد تنوره ی ما تا ستارگانای دختران سبزه ی دیروز کو کجاست؟گلخند ساحرانه ی گلدان گونه...
دست بردامن تو ام باران - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:03
مانده ام منگ وگنگ سردر گم دست بر دامن تو آویزم یا به سوی تو در طلب باشم یا از این عاشقی بپرهیزم در فراسوی این غم دیرین مژده ی دلکش رهایی نیست آنقدر از زمانه بیزارم دوست دارم زخویش بگریزم بی بهار است تا ابد تقویم سردتر از غم زمستانم بی سبب نیست باز
باران بی تو غبار است - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:03
شبهای تلخی که بی تو در حسرت بامدادم جز تلخی بی تو بودن چیزی ندارم به یادم من آفتاب لب بام .... امروز ـفردا چه توفیر؟ از این که در حال کوچم پروا ندارم که شادم شاید همین بود تقدیر آن شب که در سیر رویا هستی به فریاد می گفت:هرگز تورا من نزادم رفتن ب
آتش زدی ورفتی... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:03
ای هرچه هست بنفشه در سوگواری ات از خاطرم نمی رود آشوب جاری ات خشکیده ریشه ی دل دریا ندیده ام دیگر چه سود از تو و شعر بهاری ات؟ در حلقه حلقه های اسارت به جای ماند زخمی که باز ماند وندید لطف یاری ات مرگ آمدست ودست گشودست وما اسیر باید نوشت روی کفن
سرباز صفر عاشق - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:03
تمام بودنم با تو برای صبح فردا بود شبانه کشور عشقم در آن هنگامه غوغا بود به نام نامی ات برقله ها پرچم به پا کردم سرود ملی محبوب من اهنگ دنیا بود برای حفظ جانت از بلای چشم نامردان سپاهی از غزل در کوچه ها در حال بر پا بود تمام ارتش دلها قدم آهسته می
سراشیب خشک وبی باران - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:03
رنگ روزی گرفته ام امروز آسمانی تر از نخستین بار از سرا شیب خشک و بی باران می روم سمت صبح دریابار خستگی های تلخ بودن را از سر دوش میکشم برخاک تا به کی اشکهای رگباری تا به کی آه با دل تبدار کوله ام پر کنید از پرواز از رهایی ترانه از آواز
قدم قدم باتو - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:03
دوبــــاره راه دوبـــاره قـــدم قــدم با تــو و راز مبهم هسـتی پس از عـــــــدم بـا تو شـب اســت با تو به سمت کجا ؟نمی دانـم تـــمام نقــشه ی ایـــن راه بیش وکــم بـاتـو نــگاه چاق تـــو و چشــم لاغــرت پــرســش چــگونـه پــاســخ خـ
باران حسرت - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:03
ای نام نازنیت نجوای هرزمانم با یاد توست دل را آرام می نشانم آتشفشان که باشی باران نمی ست انگار سودای بودنت را تا اوج می کشانم سیل فناست هستی داربقاست مستی طعمی زبوسه هایت بر خویش می چشانم من در سقوط ازخویش توبر فراز تا عرش دراین میانه ازدل تردید می فشانم آیا تو آن دلیلی تاباشم وتو باشی یا موج گنگ عش...
همنورد روزباران - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:03
( تقدیم به همنوردان سخت کوشم که قله ها را به تسخیر کشیدند ) کوله پشتی ام پر از عشق شوق رفتنم مهیاست آبی زلال بالا بیکرانه تر ز دریاست روبرو ستیغ (مانشت ) تاج زرنگار بر سر پشت سر (گچان )دمادم مست شور وشوق وغوغاست (پیره ون )که گنج بان است
ساعت چند است - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:03
گفتم ای عشق ساعت چند است؟ گفت معشوق باز در بند است؟ روز یا شب غروب یا صبح است نوبت گریه یاکه لبخند است فصل چندم؟کجای تقویمیم؟ روز وحالم چرا پراکند است قهوه چشم تو نه در فنجان با دلم قهوه جوش پیوند است من کنار تمام تلخی هام باز اما حکایتم قند است
عصر یخ بندان - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:03
بسته در این سینه فریادی شگرف مثل نبضی کند مانده زیر برف حرف ها نا گفتنی تر می شوند داغ هامان خفتنی تر می شوند زیر این آوار سنگین بلا کی شود اندوه دلها برملا ؟ سالها خاکستری تر می شوند دردها مان بستری تر می شوند لایه لایه دردمندی سهم ماست سرزمین د
بی دختر باران - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 18:01
رویش ندارد خیالم بارانیم کن دوباره یا از لبت بوسه بفرست یا با نگاهت اشاره درویش دیر خیالم انگار رو به زوالم در آرزویی محالم با خاطری پاره پاره گاهی که ابری ترینم ویرانه ای بر زمینم در گوشه ای می نشینم بی ماهم وبی ستاره باران مرا می شناسد در کوچه های قدیمی گاهی که هم گریه هستیم با بغض های بهاره با حس...
باران بهانه نیست - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 18:01
بادی نبرده قاصدک از خشکسال ما ابری نمانده گریه کند روی حال ما بغضی گرفته بود راه گلو شکست بختک دوباره شد سر پیری وبال ما اسب سفید دشت خیالات ما رمید بر باد سرخ حادثه ها داد یال ما وقتی پرنده ایم وقفس خانه میشود پر پر نمیزند دل ما وخیال ما ما راهی دیار نگاریم و یار ما گویی گشوده با نفس خود ملال ما با...
باران بهانه است... - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:35
سلام صبح قشنگیست خوب می دانم برای توست ترانه ...ترانه ...میخوانم کنار آبی بالاست سایه ی چشمت برای دیدن تو زیر نور می مانم عصای چتر مرا جز زمین نمی فهمد به جان پاک تو سوگند سخت ویرانم برای شعر همین بس بهانه ی باران برای عشق همین بس دوباره مهمانم به ابر یائسه گفتم چرا چنینی ؟ گفت : غبار آه تو دیشب نشس...
بی دختر باران - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:35
رویش ندارد خیالم بارانیم کن دوباره یا از لبت بوسه بفرست یا با نگاهت اشاره درویش دیر خیالم انگار رو به زوالم در آرزویی محالم با خاطری پاره پاره گاهی که ابری ترینم ویرانه ای بر زمینم در گوشه ای می نشینم بی ماهم وبی ستاره باران مرا می شناسد در کوچه های قدیمی گاهی که هم گریه هستیم با بغض های بهاره با حس...
باران که نباشد.... - تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 10:26
ای هیمنه ی شرقی بیدار شدن ها زیبایی ی زیبایی ی تکرار شدن ها با نام تو آغاز دوباره ست غزلهام آغاز دوباره ست پدیدار شدن ها برخیز و بیفشان سرودستی که قراراست پامال شود بر سر انکار شدن ها باران که نباشد خبر از عشق وغزل نیست برهم بد
حسرت....باران - تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 10:26
ای مانده ترین غصه زاندوه بهاران من ابر ترین قصه ام ای حسرت باران سودای نگاهیست دل گم شده ی من در پیچ وخم بیش وکم وسوسه داران دلواپسی ام دوخته بر دلهره هایم تاکی بدمد شعله زشیدایی یاران تبخال لب شب شده مهتاب دل من رفته ست دل
در آرزوی باران - تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 10:26
(به آنکه نمیدانم دور است یا نزدیک...اما همیشه هست )سلام یار صمیمی همیشه دور از من شتاب سرزده از تو دل صبور از من برای دیدن من تو همیشه بی تابی اشارتی زتو کافیست تا حضور از من...!! در آرزوی رسیدن به خاک پای تو ام کسی ندیده غبار غ
برای دیدن باران - تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 10:26
چه سال گرم و غبار آگین چه سر زمین بلا خیزی شگفت اینکه دل شیدا به پای خویش نمی ریزی!!! همیشه ابر نمی بارد که گاه شرجی تکراریست همیشه رود نمیخواند چه سرنوشت غم انگیزی!!! دریغ از دل بی بستر کنار کوچه ی خاکستر بنام داغ سپیداران به مو