خرید بک لینک

ای هرچه هست بنفشه در سوگواری ات

از خاطرم نمی رود آشوب جاری ات

خشکیده ریشه ی دل دریا ندیده ام

دیگر چه سود از تو و شعر بهاری ات؟

در حلقه حلقه های اسارت به جای ماند

زخمی که باز ماند وندید لطف یاری ات

مرگ آمدست ودست گشودست وما اسیر

باید نوشت روی کفن یادگاری ات

مستقبل ومضارع این عشق گمشده ست

تا بی نهایت دل ما روزه داری ات

سردر گمم ازین که به باران نمی رسد

نخل دلم که ریشه زده در صحاری ات

آتش زدی ورفتی وخاکستری نماند

حالا تمام هستی من بی قراری ات....

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

صفحه بندی