خرید بک لینک

( تقدیم به همنوردان سخت کوشم که قله ها را به تسخیر کشیدند )

کوله پشتی ام پر از عشق

شوق رفتنم مهیاست

آبی زلال بالا

بیکرانه تر ز دریاست

روبرو ستیغ (مانشت )

تاج زرنگار بر سر

پشت سر (گچان )دمادم

مست شور وشوق وغوغاست

(پیره ون )که گنج بان است

(کوچله اش )پر از زمرد

رمز بودنش شگفت است

راز ماندنش معماست

سر قدم منم که مانشت

آشناست با وجودم

این غرور بی همانند

مثل من همیشه تنهاست

هر بلوط پیر اینجا

رهنمای روزگار است

(ارجن )خمیده قامت

عشوه دارد از چپ وراست

(باد چپ) وزید با ابر

باز رقص رعد وبرق است

همنورد در هیاهو

گویی اضطراب بر پاست

همنورد روز باران

استوار کن قدم را

سینه ی ستبر مانشت

کوی عاشقان شیداست

می رویم سمت قله

خیس عشق وغرق شادی

همنورد روز باران

عاشقی همین ...همینجاست

-----------------------------------------------------------------

مانشت=کوهی بلند در شمال ایلام

گچان=از ارتفاعات شمالی ایلام

پیره ون=درخت کهنسال بنه

کچله=کاسه ای که برای گرفت سقز بنه

به تنه ی زخم خورده ی بنه میبندند

ارجن=درختچه بادام خاردار کوهی

باد چپ=بادهای باران آور پاییزی.

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

صفحه بندی