خرید بک لینک
ای ابر سترون چه بیایی چه نیایی باران که نبارد چه تفاوت که کجایی   چشمی به افق دوخته و مانده ام اکنون در حیرتم از راز غم آلود جدایی   بگذار غبار از همه سو سمت من آید پاسخ که دهد این همه موهوم چرایی؟   از بندگی خود به ستوه آمده ام باز بر من بنما بار دگر حکم خدایی   از عشق به حرمان و زحرمان به شکستن کی برمن ویران شده رخسار نمایی؟   ای آتش گم مانده ی در موج گلستان ای نیل دو نیمه شده از ضرب عصایی   گویا که دگر معجزه ای نیست ولیکن تردید حرام است به ایمان خدایی   ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 19:40

باران همیشه پرسش ما بود وکهکشاننجوای  تشنگان زمین بود و آسمان گویی مسیر راز ونیازی نمانده استیا میرویم سمت همان آخز الزمانما تا  قنوت تلخ تمنا گشوده ایمباریده بر سر و دل ما خاک بیکرانتندیس دلربای غباریم و تا ابدپر می کشد تنوره ی ما تا ستارگانای دختران سبزه ی دیروز کو کجاست؟گلخند ساحرانه ی گلدان گونه تان؟باران که میرسد خبر از خاک تازه استدوزخ شدست کوی بهارانه هایمانافسانه باز قصه ی سیب است وگندم است؟برما دوباره دلهره ای کهنه بر فشان... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 19:40

مانده ام منگ وگنگ سردر گم دست بر دامن تو آویزم یا به سوی تو در طلب باشم یا از این عاشقی بپرهیزم در فراسوی این غم دیرین مژده ی دلکش رهایی نیست آنقدر از زمانه بیزارم دوست دارم زخویش بگریزم بی بهار است تا ابد تقویم سردتر از غم زمستانم بی سبب نیست باز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

شبهای تلخی که بی تو در حسرت بامدادم جز تلخی بی تو بودن چیزی ندارم به یادم من آفتاب لب بام .... امروز ـفردا چه توفیر؟ از این که در حال کوچم پروا ندارم که شادم شاید همین بود تقدیر آن شب که در سیر رویا هستی به فریاد می گفت:هرگز تورا من نزادم رفتن بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

ای هرچه هست بنفشه در سوگواری ات از خاطرم نمی رود آشوب جاری ات خشکیده ریشه ی دل دریا ندیده ام دیگر چه سود از تو و شعر بهاری ات؟ در حلقه حلقه های اسارت به جای ماند زخمی که باز ماند وندید لطف یاری ات مرگ آمدست ودست گشودست وما اسیر باید نوشت روی کفن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

تمام بودنم با تو برای صبح فردا بود شبانه کشور عشقم در آن هنگامه غوغا بود به نام نامی ات برقله ها پرچم به پا کردم سرود ملی محبوب من اهنگ دنیا بود برای حفظ جانت از بلای چشم نامردان سپاهی از غزل در کوچه ها در حال بر پا بود تمام ارتش دلها قدم آهسته میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

رنگ روزی گرفته ام امروز آسمانی تر از نخستین بار از سرا شیب خشک و بی باران می روم سمت صبح دریابار خستگی های تلخ بودن را از سر دوش میکشم برخاک تا به کی اشکهای رگباری تا به کی آه با دل تبدار کوله ام پر کنید از پرواز از رهایی ترانه از آواز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

دوبــــاره راه دوبـــاره قـــدم قــدم با تــو و راز مبهم هسـتی پس از عـــــــدم بـا تو شـب اســت با تو به سمت کجا ؟نمی دانـم تـــمام نقــشه ی ایـــن راه بیش وکــم بـاتـو نــگاه چاق تـــو و چشــم لاغــرت پــرســش چــگونـه پــاســخ خـادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

ای نام نازنیت نجوای هرزمانم

با یاد توست دل را آرام می نشانم

آتشفشان که باشی باران نمی ست انگار

سودای بودنت را تا اوج می کشانم

سیل فناست هستی داربقاست مستی

طعمی زبوسه هایت بر خویش می چشانم

من در سقوط ازخویش توبر فراز تا عرش

دراین میانه ازدل تردید می فشانم

آیا تو آن دلیلی تاباشم وتو باشی

یا موج گنگ عشقی در روح کهکشانم؟

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

( تقدیم به همنوردان سخت کوشم که قله ها را به تسخیر کشیدند ) کوله پشتی ام پر از عشق شوق رفتنم مهیاست آبی زلال بالا بیکرانه تر ز دریاست روبرو ستیغ (مانشت ) تاج زرنگار بر سر پشت سر (گچان )دمادم مست شور وشوق وغوغاست (پیره ون )که گنج بان است ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

گفتم ای عشق ساعت چند است؟ گفت معشوق باز در بند است؟ روز یا شب غروب یا صبح است نوبت گریه یاکه لبخند است فصل چندم؟کجای تقویمیم؟ روز وحالم چرا پراکند است قهوه چشم تو نه در فنجان با دلم قهوه جوش پیوند است من کنار تمام تلخی هام باز اما حکایتم قند استادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

بسته در این سینه فریادی شگرف مثل نبضی کند مانده زیر برف حرف ها نا گفتنی تر می شوند داغ هامان خفتنی تر می شوند زیر این آوار سنگین بلا کی شود اندوه دلها برملا ؟ سالها خاکستری تر می شوند دردها مان بستری تر می شوند لایه لایه دردمندی سهم ماست سرزمین دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:03

رویش ندارد خیالم بارانیم کن دوباره یا از لبت بوسه بفرست یا با نگاهت اشاره درویش دیر خیالم انگار رو به زوالم در آرزویی محالم با خاطری پاره پاره گاهی که ابری ترینم ویرانه ای بر زمینم در گوشه ای می نشینم بی ماهم وبی ستاره باران مرا می شناسد در کوچه های قدیمی گاهی که هم گریه هستیم با بغض های بهاره با حسرتم می شمارم هر لحظه را دور از تو در این غم بیکرانه دورم نکن از کناره درویشم وپادشاهی دورم کن از این تباهی لطفی کن وباورم کن با یک نگاه دوباره + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۶ساعت 9:33  توسط حميد | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 18:01

بادی نبرده قاصدک از خشکسال ما ابری نمانده گریه کند روی حال ما بغضی گرفته بود راه گلو شکست بختک دوباره شد سر پیری وبال ما اسب سفید دشت خیالات ما رمید بر باد سرخ حادثه ها داد یال ما وقتی پرنده ایم وقفس خانه میشود پر پر نمیزند دل ما وخیال ما ما راهی دیار نگاریم و یار ما گویی گشوده با نفس خود ملال ما باران ببارد و لب سمرا به بوسه ای نیکوکند به رنگ لبش خط وخال ما باران بهانه نیست رویش بهای اوست سر خط عشق و عاطفه است اعتدال ما سمرای من سفیر امید است وعشق وشوق لبخند او دوباره کند شور حال ما + نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ساعت 6:23  توسط حميد | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 18:01

سلام صبح قشنگیست خوب می دانم برای توست ترانه ...ترانه ...میخوانم کنار آبی بالاست سایه ی چشمت برای دیدن تو زیر نور می مانم عصای چتر مرا جز زمین نمی فهمد به جان پاک تو سوگند سخت ویرانم برای شعر همین بس بهانه ی باران برای عشق همین بس دوباره مهمانم به ابر یائسه گفتم چرا چنینی ؟ گفت : غبار آه تو دیشب نشست برجانم و گرنه گریه بهانه .... بها نمخواهد برای توست که باران شدن نمی دانم تورا به حرمت باران ببار بر من باز اگرچه لحظه به لحظه به سمت پنهانم شگفت قصه ی گنگیست راز ما باهم همیشه آتش عشق تو ماند در جانم + نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 10:30&nbsp توسط حميد | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 16:35

صفحه بندی