آن کس که رنگ بی کسی از دل سترده است
ما را شبی به سینه ی گرمش فشرده است
سوسوی چشم او که چراغ سپیده است
از چشم آسمان وزمین خواب برده است
فتوای آسمانی عشق است اینکه گفت :
هرکس که عاشقانه نزیسته ست مرده است
در جزر ومد عاشقیش پرسه می زند
گهواره ی دلم که دلش تاب خورده است
مجنون که میشوی غم فرهادیت به جاست
سنگینی زمان وزمین روی گرده است
باران اگر نبارد از این دل غزل نخواه
ابری ترین قصیده ی این دل فسرده است
باران کنار قصه ی رنگین کمان توست
سمرا همیشه بی کسی از دل سترده است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:46  توسط حميد |
برچسب:
نویسنده: سجاد مرادی