خرید بک لینک
زیر رنگین کمان گیسویت بامدادم مدام بارانیست

دل که دلدارت از ازل بوده ست در تب وتاب دوره مهمانیست

آسمان اشک شوق می ریزد بر زمین دل بیا بانم

مستم امروز چون دلم گفته ترسم از خشکسال فردا نیست

های مردم من از شما بودم عاقل وبالغ و ادب گفتار

اشکهایم همیشه پیدا وخنده هایم دوباره پنهانیست

ترستان باد از دل مستم اختیارش گریخت از دستم

نوح شد با هزار سودایش روبرویش مسیر طوفانیست

عشق یعنی همین که می بینید پای کوبان ودست افشانی

فکر آبادیش به غارت رفت در هیاهوی موج ویرانیست

دختر گلفروش چترت کو ؟ ابرها را نمیشود خنداند

عاشقان عافیت طلب هستند عشق خود هرزه ای خیابانیست

دخترانی که زیر بارانند گاه گاهی به خویش می مانند

گرچه در روزهای بارانی فکرشان حلقه های قلیانیست

قصه سمراست دختر باران گیسوانش رهاودست افشان

روی لبهای نازکش خواندم عشق آیینه ی پریشانیست

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 7:37&nbsp توسط حميد |

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

صفحه بندی